..::مکتب عشق::..

در فصل تگرگ عاشقت می مانم
با ریزش برگ عاشقت می مانم
هرچند تبر به ریشه ام میکوبی
تا لحظه مرگ عاشقت می مانم


تشنه ام بارش خورشید , تمنای من است
آسمان , وسعت این آبی , دریای من است
روزهایم همه ابری ست , دلم بارانی است
باد پاییز گره خورده به دنیای من است
من نمیدانم ای عمر شتابت از چیست ؟
لحظه ای صبر که هنگام تماشای من است
یک نفر روزی بر لاله رخی بد می گفت
گفتم این خفته که میبینی زیبای من است
آفتابا به زمستانم اگر می ایی
جاده برفی ست , نشانم , اثر پای من است
خدایـــا ؛
اگر ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی ناشـــکری می دهنــد ...
تـــو...
بـه حســـاب دلتنگی بگـــذار...!

کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود
شب که می شد نقشها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود

خدایا!
من دلم قرصه!
كسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت، كه حتی روز روشن نیست
كسی اینجا نمیبینه، كه دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته، زمین دار مكافاته
فراموشم شده گاهی، كه این پایین چه ها كردم
كه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم
خدایا وقت برگشتن، یه كم با من مدارا كن
شنیدم گرمه آغوشت
اگه میشه منم جا كن

در میان دلتنگی های همیشگی ام کنار پنجر ه ی خیالم تکیه میزنم و به برگ های سرخ و زرد باغچه ی حیاط خیره میشوم . صدای احساس در حیاط پیچیده ولی من فقط بوی تورا از دور میشنوم ،امروز اتاقم پر از قاصدک شده بود همه را نسیم آورده بود . خواستم حرف هایم را به قاصدک بگویم تا برای تو بیاورد . ولی هیچ کدام تاب نیاوردند و پرپر شدند و حالا اتاق من پر از قاصدک های پر پر شده است . کلاغ سیاه محله هر روزروی تیرک چوبی جلوی خانه مینشیند و قارقار میکند ، خبر میدهد که تو می آیی،دیگر به قارقار کلاغ هم اعتنا نمیکنم گو ییا او دروغ را آموخته . حال شیشه های پنجره ی اتاقم گریه میکنند و من دیگر چیزی نمیبینم جز اشک شیشه ها

نبودنت را دارم با ساعت شني اندازه ميگيرم...
يك صحرا گذشته است!!



چندیست که حالت عجیبی دارد
این موج که سر به صخره ها می کوبد
با من چه شباهت غریبی دارد

دو صد ترانه به لبها، يكی برای تونيست
نيا گل نرگس نيا به دعوت ما
هزار نامه كوفی، يكی برای تو نيست
نيا گل نرگس، به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است، ولی برای تو نيست




مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود !
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه . جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند .
میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست . احتیاط باید کرد .
همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند......................



دوستت دارم هدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد...
قیمتی دارد که هر کسی توان پرداختش را ندارد...
جمله ی کوتاهیست که هر کسی لیاقت شنیدنش را ندارد


کنار آشیانه تو، من آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم.........


دل من کوچک است!نمی توانم جز تو کسی را در آن جای دهم. نه اینکه نشود میشود! چه این اسب سرکش اگر مهار نشود به هر سویی که مایل باشد خواهد تاخت! اما گفتم که دلم کوچک است! نمی خواهم جا برای نفس کشیدن تو کم باشد!!!!ا

یک دلیل برای عاشق شدنم ، یک بهانه برای زنده ماندنم ،
تویی آن دلیل و بهانه عاشقانه
یک هوای عاشقانه برای با تو بودن، همین هوای بارانی ،
دستت درون دستهای من ، این است همان آرزوی رویایی
این نفسی که در سینه ام است ، این قلبی که با تو به آرزوهایش رسیده است ،
این وجودی که محتاج وجود تو است ، این احساسات،همه در عشق تو جا گرفته است

تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارم
که هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم
با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیست
احساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را

تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم ، اوج میگیری در آسمان آبی احساسم و
مرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانی
تنها تویی در آسمان قلبم
تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم و
عاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربانت
تنها تویی در سرزمین احساسم
تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلم ...
امیدجونم خیلی دوستت دارم
| Design By : Pichak |






وقتی میخوای گریه کنی چشاتو میبند...ی؟
وقتی میخوای خدا رو صدا کنی چشاتو میبندی؟